پر عمر

مترادف‌ها

دیرپا، مانا، جاودان

متضادها

کم‌عمر

لغت نامه دهخدا

پرعمر. [ پ ُ ع ُ ] ( ص مرکب ) که عمر بسیار کرده است. که زندگانی دراز کند.

جمله سازی با پر عمر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 نام باقی طلبی گرد کم آزاری گرد کز کم آزاری پر عمر بماند کرکس

💡 درختان سرو در مناطق کوهستانی معمولاً بسیار پر عمر هستند و می‌توانند برای صدها سال در برابر سخت‌ترین شرایط جوی ایستادگی کنند.

💡 او همیشه آرزو داشت که بتواند یک زندگی پر عمر و با کیفیت داشته باشد و در کنار فرزندان و نوه‌های خود سپری کند.

💡 برخی از موجودات دریایی، مانند برخی گونه‌های لاک‌پشت، بسیار پر عمر هستند و می‌توانند طولانی‌ترین دوران زندگی را در اقیانوس‌ها داشته باشند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران