لغت نامه دهخدا
جاوید زیستن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) همیشه زیستن. دارای حیات ابدی بودن. باقی ماندن. همیشه بودن:
این همی گفت که احسنت و زه ای شاه زمین
وآن همی گفت که جاوید زی ای شاه زمان.فرخی.
جاوید زیستن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) همیشه زیستن. دارای حیات ابدی بودن. باقی ماندن. همیشه بودن:
این همی گفت که احسنت و زه ای شاه زمین
وآن همی گفت که جاوید زی ای شاه زمان.فرخی.
همیشه زیستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ببین که با همه جاوید زیستن بزمانه خضر برد بجهان رشک روزگار محبت