جاوید بقا

متضادها

فنا، زوال

لغت نامه دهخدا

جاویدبقا. [ ب َ] ( ص مرکب ) باقی. همیشه. پیوسته. دائم:
تیسیر نمودند و براهین بفزودند
هیلاج نمودند که جاویدبقائی.خاقانی.رجوع به جاوید شود.

فرهنگ فارسی

باقی و دائم

جمله سازی با جاوید بقا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تا ابد شهرت عنقا نپذیرد تغییر ملک جاوید بقا هیچ نبودن بوده‌ست

💡 هر شخص که بر چشمهٔ جودش گذری کرد جون خضر به دهر اندر جاوید بقا یافت

💡 جاوید بقا باد که تا دفع کند عدلش ز سر من ستم گردون را

💡 در بسیاری از اشعار عارفانه، مفهوم جاوید بقا به معنای رسیدن روح به مرحله‌ای از کمال است که در آن دیگر تحت تأثیر تغییرات و زوال دنیای مادی قرار نمی‌گیرد.

💡 شاعر با استفاده از استعاره‌های زیبا، تلاش کرده است تا مفهوم جاوید بقا را در قالب پیوند میان عشق الهی و جاودانگی روح انسانی برای مخاطبان خود ترسیم کند.

💡 اعتقاد به جاوید بقا در بسیاری از ادیان و مکاتب فکری، انگیزه‌ای است که به انسان‌ها کمک می‌کند تا در مواجهه با سختی‌های زندگی، امید و معنا پیدا کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران