لغت نامه دهخدا
جاندهی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) عمل جان دادن. جان فدا کردن. || مخالفت. مقاومت. || فدیه حیوة و مرگ. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
جاندهی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) عمل جان دادن. جان فدا کردن. || مخالفت. مقاومت. || فدیه حیوة و مرگ. ( ناظم الاطباء ) ( اشتینگاس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرسد خبری ز عمر سیری بر شیوه جاندهی دلیری