لغت نامه دهخدا
جان شکری. [ ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) قتلگاه. مقتل. ( ناظم الاطباء ).
جان شکری. [ ش ِ ک َ ] ( اِ مرکب ) قتلگاه. مقتل. ( ناظم الاطباء ).
قتلگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پسر مگوی که از شاخ مکرمت ثمریست عزیز ملک جهانی و مصر جان شکری
💡 مهر من ورز که در روی زمین نیست چو من شکری جان شکری عشوهگری خوش پسری