لغت نامه دهخدا
جان دوستی. ( حامص مرکب ) عمل جان دوست. دوست داشتن جان. رجوع به جان دوست شود.
جان دوستی. ( حامص مرکب ) عمل جان دوست. دوست داشتن جان. رجوع به جان دوست شود.
عمل جان دوست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خود ز جان دوستی تو هرگز جان ندهی ور دهی ستانی باز
💡 جان دوستی ترا به هر دم یاد آرم و جان برآرم از غم
💡 با خویشتن چو سیف اگر دشمنی نکردی جان دوستی بنزد تو جانان چه قدر دارد