لغت نامه دهخدا
جام شیر. [ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قدح پر از شیر. پیاله ای که در آن شیر ریزند یا با آن شیر خورند. || کنایه از پستان شیردار باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
جام شیر. [ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قدح پر از شیر. پیاله ای که در آن شیر ریزند یا با آن شیر خورند. || کنایه از پستان شیردار باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
قدح پر از شیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدو گفت شاه ای خردمند پیر منه زهر برنده بر جام شیر
💡 تواضع کرد و جام شیر بگرفت تبرّک چون مرید از پیر بگرفت
💡 مه آمیخت در جام شیر و شکر بیاراست زان سفرهٔ ماهتاب
💡 اگرچه کوهکن از جام شیرین ندید از تلخکامی کام شیرین
💡 بخور کاین جام شیرین نوش بادت بجز شیرین همه فرموش بادت
💡 چنین گفت ورقه یکی جام شیر به نزد من آر ای بت دست گیر