لغت نامه دهخدا
جارش. [ رِ ] ( ع ص ) گناهکار. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ). الجانی الظالم. ( قطر المحیط ). ج، جُرّاش. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ).
جارش. [ رِ ] ( ع ص ) گناهکار. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ). الجانی الظالم. ( قطر المحیط ). ج، جُرّاش. ( منتهی الارب ) ( شرح قاموس ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخدمت رسیده و لیکن ندارد دل بار جارش سر منع در بان