ثغره
مترادفها
شکاف، خلاء، نقص، سوراخ، گریزگاه
متضادها
استحکام، انسجام
لغت نامه دهخدا
( ثغرة ) ثغرة. [ ث ُ رَ ] ( ع اِ ) موی بغل. || مغاکچه سینه شتر که جای نحر است. || مغاک سینه و چال گردن. مغاک گلو و چنبر گردن. مغاکی که میان سینه و شکم باشد. ( غیاث اللغة از شرح نصاب و کنز ). || گو بالای سینه اسب. || کرانه زمین. || راه نرم و هموار. ج، ثُغر.
ثغرة. [ ث َ رَ ] ( ع اِ ) یک بُنه ثَغر.
ثغره. [ ث ُ رَ ] ( اِخ ) ناحیه ای است از توابع مدینه. ( مراصد الاطلاع ).
فرهنگ فارسی
یک بنه ثغر
جمله سازی با ثغره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ثغره (به عربی: الثغرة) یک منطقهٔ مسکونی در اردن است که در استان مادبا واقع شدهاست.
💡 تیم حقوقی شرکت تلاش بسیار زیادی کرد تا با شناسایی دقیق هرگونه ثغره در قرارداد، از بروز مشکلات قانونی و ضررهای مالی احتمالی جلوگیری کند.
💡 هکرها همیشه در تلاش هستند تا با یافتن یک ثغره کوچک در سیستمهای امنیتی، بتوانند به اطلاعات حساس و خصوصی کاربران دسترسی غیرمجاز پیدا کنند.
💡 سیاستگذاران باید با دقت بسیار زیاد قوانین را تدوین کنند تا هیچ ثغرهای برای سوءاستفاده از قوانین توسط افراد فاسد در جامعه باقی نماند.