لغت نامه دهخدا
تیک تیک.( اِ صوت مرکب ) آواز جنبش عقربک ساعت. حکایت صوت عقربه های ساعت. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ). آواز حرکت یکنواخت رقاصک یا پاندول ساعت و جز آن. تک تک.
تیک تیک.( اِ صوت مرکب ) آواز جنبش عقربک ساعت. حکایت صوت عقربه های ساعت. ( از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا ). آواز حرکت یکنواخت رقاصک یا پاندول ساعت و جز آن. تک تک.
آواز جنبش عقربه ساعت حکایت صوت عقربه های ساعت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و بدین گونه شواهدم را ارائه میکنم / نشان سلطنتی مخدوشم / منبع الهاماتم که مانند کبودیها بهدست آمد / طلسمها و سِحرهایم / صدای تیک تیک تیک بمب عشق / رگهایم که با جوهر کاملاً سیاه پر شدهاند / در عشق و شاعرانگی هر کاری مجاز است…با احترام، رئیس هیئت دپارتمان شاعران رنجکشیده.