تیشه داری
لغت نامه دهخدا
تیشه داری. [ ش َ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) فعل تیشه دار. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
فعل تیشه دار
جمله سازی با تیشه داری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صد هزاران زخم دارد بیستون از عشق شیرین تا کی ای فرهاد مینالی که زخم تیشه داری
💡 درخت عقل را از ریشه بر کن تو کاندر کف ز شیشه، تیشه داری
💡 تیشه داری به ریشه با رفتارهای غیرمنطقی و ایجاد تفرقه میان اعضای خانواده، میتواند منجر به فروپاشی کامل روابط خانوادگی شود.
💡 او با اقدامات مخرب خود، مشغول تیشه داری به اعتبار علمی و حرفهای است که باعث بی اعتمادی دیگران شده است.
💡 تیشه داری به ساختارهای قانونی و اخلاقی در یک جامعه، میتواند منجر به آشفتگی و از بین رفتن نظم عمومی شود.