تیشه دار
لغت نامه دهخدا
تیشه دار.[ ش َ / ش ِ ] ( نف مرکب ) در اصطلاح بنایان بنائی که گل و بوته از آجر برآرد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
در اصطلاح بنایان بنائی که گل و بته از آجر بر آرد
جمله سازی با تیشه دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همه گوهر ز نوک تیشه داری نخواهی زر چه در اندیشه داری
💡 وجود یک فرد تیشه دار در یک تیم میتواند تمام تلاشهای جمعی برای رسیدن به اهداف بزرگ سازمان را به خطر بیندازد.
💡 او با انتقادهای بیمورد و مستمر، در واقع یک تیشه دار برای روحیه مثبت و انگیزشی سایر اعضای گروه محسوب میشد.
💡 شناسایی و حذف افراد تیشه دار از بدنه مدیریتی برای حفظ سلامت و پیشرفت هر سازمان بسیار حیاتی و ضروری است.