لغت نامه دهخدا
تیزداس. ( اِ مرکب ) داس تیز و سخت بران. داس تند و سخت برنده:
بیابان و آن مرد، با تیزداس
تر و خشک را زو دل اندر هراس.فردوسی.
تیزداس. ( اِ مرکب ) داس تیز و سخت بران. داس تند و سخت برنده:
بیابان و آن مرد، با تیزداس
تر و خشک را زو دل اندر هراس.فردوسی.
داس تیز و سخت بران داس تند و سخت برنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیابان و آن مرد با تیز داس کجا خشک و تر زو دل اندر هراس
💡 یکی مرد با تیز داسی بزرگ سوی مرغزار اندر آید سترگ