لغت نامه دهخدا
تکوه. [ ت َ ک َوْ وُه ْ ] ( ع مص ) پراکنده و پریشان گشتن بر وی کارهای او. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تفرق و اتساع امور بر کسی. ( از اقرب الموارد ).
تکوه. [ ت َ ک َوْ وُه ْ ] ( ع مص ) پراکنده و پریشان گشتن بر وی کارهای او. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). تفرق و اتساع امور بر کسی. ( از اقرب الموارد ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جانآباد، روستایی در دهستان فنوج بخش مرکزی شهرستان فنوج در استان سیستان و بلوچستان ایران است.این روستا در جنوب شهرستان فنوج ودر دامنه تکوه میباشد