لغت نامه دهخدا
تک زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح لوطیان در سینه زنی بی آهنگ زدن یکی ازمردم دسته. غلط به سینه زدن که خارج از آهنگ یکنواخت دیگر سینه زنان باشد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تک زدن. [ ت َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در اصطلاح لوطیان در سینه زنی بی آهنگ زدن یکی ازمردم دسته. غلط به سینه زدن که خارج از آهنگ یکنواخت دیگر سینه زنان باشد. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
در اصطلاح لوطیان در سینه زنی بی آهنگ زدن یکی از مردم دسته.
💡 چو با خورشید همتک میتوان شد ز پس در تک زدن چون سایه بگذار
💡 شمع دماغ تک زدن داد به باد سوختن برتن ما سری نبود آبله داشت پای ما