توکر

لغت نامه دهخدا

توکر. [ ت َ وَک ْ ک ُ ] ( ع مص ) پرشدن. ( تاج المصادر بیهقی ). پرشدن مشک و شکم. یقال: توکر الصبی؛ ای امتلا بطنه. || پرشدن سنگدان مرغ. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). اصمعی گوید: یقال: شرب حتی توکر و حتی تضلع. ( اقرب الموارد ). رجوع به توکیر شود.

فرهنگ فارسی

پر شدن پر شدن مشک و شکم

دانشنامه عمومی

توکر (دهانه). توکر یک دهانه برخوردی در ماه است.

جمله سازی با توکر

💡 از نظر ویژگیهای فرهنگی و زبانی، در مورد توکری چیز کمی شناخته شده‌ است. آن‌ها به عنوان یک قبیله کوهستانی نیمه عشایری توصیف می‌شوند که پوست جانوران را می‌پوشیدند. برخی از پژوهشگران باور دارند که شاید آن‌ها هوری زبان (هوری‌ها) بوده‌اند یا تابع نخبگان هوری بودند که با یک زبان هندواروپایی منقرض شده صحبت می‌کردند.

💡 وی تا سن ۱۳ سالگی تحت آموزش استاد عارف سامی توکر و سه سال نیز نزد استاد منیر نورالدین سلجوق به فراگیری موسیقی پرداخت.