لغت نامه دهخدا
توران زمی. [ زَ ] ( اِخ ) مملکت توران.توران زمین. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
نبودی دل من بدین خرمی
که روی تو دیدم به توران زمی.فردوسی.رجوع به ماده بعد شود.
توران زمی. [ زَ ] ( اِخ ) مملکت توران.توران زمین. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
نبودی دل من بدین خرمی
که روی تو دیدم به توران زمی.فردوسی.رجوع به ماده بعد شود.
مملکت توران. توران زمین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نبودی دل من بدین خرمی که روی تو دیدم به توران زمی