تهی کیسه

لغت نامه دهخدا

تهی کیسه. [ ت َ / ت ِ / ت ُ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) بی پول. فقیر. آنکه در کیسه چیزی از نقدینه ندارد:
از ساغر سپهر تهی کیسه می مخور
وز سفره جهان سیه کاسه نان مخواه.خاقانی.کیسه برانند درین رهگذر
هر که تهی کیسه تر آسوده تر.نظامی.تهی کیسه را از گره بر چه باک.امیرخسرو دهلوی.رجوع به تهی و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

بی پول فقیر

جمله سازی با تهی کیسه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قالبم از روح تهی کیسه ماند تا که از آن روح روان پر شدست

💡 ور تهی کیسه ات شد از زر و سیم دشمن از دوست، بیشتر داری

💡 چه بحر و چه کان چون تو در بخشش آیی تهی کیسه سازد ز مغز استخوان را

💡 وصف کجا و فکر تهی کیسه ام کجا نشگفت آب گشته دلم گر فروچکد

💡 به یک گدای فرومایه صرف می‌سازد به یک فقیر تهی کیسه در میان دارد

💡 از ساغر سپهر تهی کیسه می مخور وز سفرهٔ جهان سیه‌کاسه نان مخواه

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز