تهنیت گویان
مترادفها
تبریکگویان
لغت نامه دهخدا
تهنیت گویان. [ ت َ ی َ ] ( ق مرکب ) در حال مبارکباد گفتن:
که پندارم نگار سروبالا
در این دم تهنیت گویان درآید.سعدی.رجوع به تهنیت و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
در حال مبارکباد گفتن
جمله سازی با تهنیت گویان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 داورا! سال نوت محفل طراز سور باد تهنیت گویان عامت قیصر و فغفور باد
💡 رقم زد منشی کلک امیری تهنیت گویان برای سال میلادش، همایون چشم شه روشن
💡 در ثنای شاه بلبل با نوای دل نواز تهنیت گویان ز اوراق شجر دفتر گرفت
💡 برای شکر این احسان شتابیم به خدمت تهنیت گویان شتابیم
💡 رسید عید و دل جمله تهنیت گویان ز دیدن رخ او کامیاب و خرم و شاد
💡 در مراسم جشن ازدواجی که در تالار بزرگ برگزار شد، تمامی مهمانان با لبخند و تهنیت گویان، برای خوشبختی و تندرستی این زوج جوان آرزوی موفقیت میکردند.
💡 پس از پیروزی تیم محبوب محله در مسابقات فوتبال، همه با تهنیت گویان و فریادهای شادی، در خیابانها به دنبال جشن و پایکوبی بودند.
💡 در پایان سال نو، مردم با تهنیت گویان و با دادن هدیههای کوچک به همسایگان خود، فضای صمیمانه و دوستانهای را در محله ایجاد کردند.