تهاتری
مترادفها
متناوب، نوسانی، رفت و برگشتی
متضادها
ثابت، یکنواخت
لغت نامه دهخدا
تهاتری. [ ت َ ت ُ ] ( ص نسبی ) پایاپای: معاملات تهاتری؛ معاملات پایاپای. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
پایاپای: معاملات تهاتری معاملات پایاپای
جمله سازی با تهاتری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از ایجاد این وضعیت، کره شمالی در ابتدا در سطحی محدود اجازه تبادل کالا به صورت تهاتری را داد. در سال ۲۰۰۲ کیم جونگ ایل سیاستهای اقتصادی مشابه دنگ شیائوپینگ رهبر جمهوری خلق چین را در کره شمالی اجرا کرد.
💡 ماهاتیر محمد، نخستوزیر مالزی، در نشست اسلامی از ایران و قطر برای ایستادگی در برابر تحریمهای اقتصادی تمجید کردهاست و عقیده دارد که مهم است که جهان اسلام در مواجه با تهدیدهای آینده متکی به خود باشند. وی همچنین بر ایده تجارت با دینار طلا و معامله تهاتری در میان کشورهای اسلامی تأکید دارد.
💡 وی همچنین بر ایده تجارت با دینار طلا و معامله تهاتری در میان کشورهای اسلامی تأکید دارد.