لغت نامه دهخدا
متواتره. [ م ُ ت َ ت ِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث متواتر: حرکات متواتره، جنبشهای پی درپی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تواتر شود.
متواتره. [ م ُ ت َ ت ِ رَ ] ( ع ص ) تأنیث متواتر: حرکات متواتره، جنبشهای پی درپی. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به تواتر شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حديث غدير از احاديث متواتره بين الفريقين است و هيچ حديثى به مرتبه آن نمى رسد و از(ابوالمعانى جوينى ) منقولستكه، تعجب ميكرد و مى گفت در بغداد در دست صحافى،كتابى ديدم كه در آخر آن نوشته: اين جلد بيست و هشتم از طريق حديث: (( من كنت مولاهفعلى مولاه )) است و بعد از اين، جلد بيست و نهم بيايد.
💡 آنگاه نقل كرده ساير فِرق آنها را كه بعضىقائل به موت او شدند و پسرش ابوهاشم عبداللّه بن محمّد را مهدى موعود مى دانند و غيرايشان از مذاهب فاسده منكره منقرضه كه كافى است در بطلان آنها انقراض آنها و مخالفتقول ايشان با اجماع و اخبار متواتره و تحقّق موت مهدى ايشان كه روزى قريه اى را پراز عدل نكرد در نزد همه علماى امت از اماميه و اهل سنّت.