لغت نامه دهخدا
ته ته. [ ت َه ْت َه ْ ] ( ص ) افزوده شده و انبوه شده. ( ناظم الاطباء ).
ته ته. [ ت ُه ْ ت ُه ْ ] ( ع اِ صوت ) کلمه ای است که شتران را بدان زجر کنند و سگان را خوانند. || حکایت لکنت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
ته ته. [ ت َه ْت َه ْ ] ( ص ) افزوده شده و انبوه شده. ( ناظم الاطباء ).
ته ته. [ ت ُه ْ ت ُه ْ ] ( ع اِ صوت ) کلمه ای است که شتران را بدان زجر کنند و سگان را خوانند. || حکایت لکنت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
کلمه ایست که شتران را بدان زجر کنند و سگان را خوانند حکایت لکنت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلعت عمر تو عجب کوته است خون به دل از کوتهیش ته ته است
💡 جمهوری پنجم با مخالفت فزاینده جنبش دموکراتیک سازی قیام گوانگجو روبرو شد و در خیزش دموکراتیک ژوئن در سال ۱۹۸۷ به انتخاب رو ته ته وو به ریاست جمهوری کره جنوبی انجامید.
💡 چو آیی خیره وانگه نیکتر و بهتر و کوته اگر در دست کند ته ته توان جمله برید ای جان
💡 ته ته پری رخانند، جا کرده در ته خاک قد قد سهی قدانند، بر روی هم فتاده
💡 ته پایش صبا تا فرش گل ساخت درون غنچه خون بسته ست ته ته