تنیان

لغت نامه دهخدا

تنیان. [ ت َ ] ( اِ مرکب ) جسمانیات. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). مادی و مادیات. ( ناظم الاطباء ). || اولادی که از یک پدر و یک مادر باشند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). رجوع به ماده قبل و تن شود.
تنیان. [ ت َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان مرکزی بخش صومعه سرای شهرستان فومن است که 988 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان مرکزی بخش صومعه سرای شهرستان فومن.

جمله سازی با تنیان

💡 رفتگی تنیان، روستایی از توابع بخش میرزا کوچک جنگلی درهمسایگی دهستان تنیان دوال کوه سیاکوه میانبراست زبان تالشی دارندرفتیگی در۹کیلومتری ماسال۷گوراب زرمیخشهرستان صومعه‌سرا در استان گیلان ایران است.

💡 تنیان دهستانی بزرگ متشکل از چندیدن روستای هم جوار با موقعیت مکانی کوهستانی و جلگه ای در غرب استان گیلان شهرستان صومعه‌سرا واقع شده است

💡 این روستا در دهستان گوراب زرمیخ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال۱۴۰۲، جمعیت آن ۶۳۲۵ نفر (۱۰۲۰خانوار) بوده‌است. مردم تنیان به زبان تالشی صحبت میکنند.