لغت نامه دهخدا
تنگ سرا. [ ت َ س َ ] ( ص مرکب ) بخیل. ممسک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
ممدوح بماندند دوسه بارخدایان
زین تنگدلان، تنگ دران، تنگ سرایان.سوزنی ( یادداشت ایضاً ).رجوع به تنگ بار و تنگ در و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنگ سرا. [ ت َ س َ ] ( ص مرکب ) بخیل. ممسک. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
ممدوح بماندند دوسه بارخدایان
زین تنگدلان، تنگ دران، تنگ سرایان.سوزنی ( یادداشت ایضاً ).رجوع به تنگ بار و تنگ در و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نگون از برش زین و بگسسته تنگ سرا پایش از خون شه لاله رنگ