لغت نامه دهخدا
تنگ دهلیز. [ ت َ دِ ] ( اِ مرکب ) دهلیز تنگ. راهروی تنگ که ورود بدان سخت باشد. رجوع به ماده بعد شود.
تنگ دهلیز. [ ت َ دِ ] ( اِ مرکب ) دهلیز تنگ. راهروی تنگ که ورود بدان سخت باشد. رجوع به ماده بعد شود.
دهلیز تنگ. راهروی تنگ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سکندر ز چین رای خرخیز کرد درِ خواب را تنگ دهلیز کرد
💡 بده می کزین تنگ دهلیز تار کنم بر سر این نه ایوان قرار