تنگ بخت

لغت نامه دهخدا

تنگ بخت. [ ت َ ب َ ] ( ص مرکب ) کم بخت و بی نصیب و بدبخت و تهی دست. ( ناظم الاطباء ):
مگر تنگ بختت فراموش شد
چو دستت در آغوش آغوش شد؟( بوستان ).رجوع به تنگ بختی و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.

جمله سازی با تنگ بخت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رزقم چو یاقوت، از تنگ بختی خون جگر شد، آن هم به سختی

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز