تنکمایه واژهای فارسی است که به معنای کممایه، رقیق، کمغلظت و فاقد تراکم یا کیفیت بالا به کار میرود. این واژه معمولاً برای توصیف مایعاتی استفاده میشود که غلظت طبیعی و کافی ندارند و حالت آبکی و رقیق پیدا کردهاند. برای مثال، چای یا غذای تنکمایه به خوراکیهایی گفته میشود که مواد اولیه در آنها کم بوده و طعم یا غلظت ضعیفی دارند. در معنای گستردهتر، تنکمایه میتواند به چیزهایی اشاره کند که از نظر ارزش، کیفیت یا محتوا ضعیف و ناچیز هستند. همچنین در برخی کاربردها، این واژه برای بیان کمسرمایگی یا دارایی اندک یک فرد نیز به کار میرود. از نظر معنایی، تنکمایه در برابر واژه «پرمایه» قرار دارد که نشاندهنده غنا، غلظت و ارزش بالا است. در متون فارسی، این واژه گاهی به صورت کنایی برای اشاره به سطحی بودن یا کمعمق بودن یک موضوع نیز استفاده میشود. در نتیجه، تنکمایه تنها محدود به مایعات نیست و میتواند در توصیف مفاهیم مادی و معنوی نیز کاربرد داشته باشد. این واژه مترادفهایی مانند کممایه، رقیق، آبکی و کمارزش دارد که همگی بر ضعف در غنا یا کیفیت دلالت میکنند. در مجموع، این کلمه به هر چیز کمغلظت، کممایه یا فاقد ارزش و تراکم کافی گفته میشود.
تنک مایه
لغت نامه دهخدا
تنک مایه. [ ت َ ن ُ / ت ُ ن ُ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) که سرمایه مالی یا علمی او کم است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
نه درخورد سرمایه کردی کرم
تنک مایه بودی از آن لاجرم.( بوستان ).وگر تنگدستی تنک مایه ای
سعادت بلندش کند پایه ای.( بوستان ).رجوع به تنک و دیگر ترکیبهای آن شود.
فرهنگ فارسی
که سرمایه مالی یا علمی او کم است.
جمله سازی با تنک مایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی منت این ابر تنک مایه فصیحی بید چمن ما گل خورشید ثمر داد
💡 تا ساحل پیمانه رسیدیم و نشستیم این آب تنک مایه، گذر هیچ ندارد
💡 من تنک مایه ام و پیر مغان مستغنی وای اگر خرقهٔ سالوس نگیرد به گرو
💡 مغز سر من نیست تنک مایه سودا در دیده من جوش بهارست خزان را
💡 تا تنک مایه به دریوزه خودآرا نشود نرخ پیرایه گفتار گران می بایست