تماس راداری
مترادفها
ارتباط راداری، پایش راداری
فرهنگستان زبان و ادب
{radar contact,radar identified} [حمل ونقل هوایی، علوم نظامی] وضعیتی که در آن موقعیت یک هواگرد بر روی صفحۀ رادار مشاهده و شناسایی می شود
ویکی واژه
وضعیتی که در آن موقعیت یک هواگرد بر روی صفحۀ رادار مشاهده و شناسایی میشود.
جمله سازی با تماس راداری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با بدتر شدن هوا، لوجینز سعی کرد در ۱۶:۴۰ از پرینتس اویگن جدا شود. بوران آنقدر سنگین نبود که دور شدن از ناوهای ویک-واکر را که کماکان تماس راداری را حفظ کرده بودند پوشش دهد. در نتیجه پرینتس اویگن موقتاً فراخوان شد. رزمناو در ۱۸:۱۴ موفق به جدا شدن شد. بیسمارک برای روبهرو شدن با آرایش ویک-واکر چرخید و سوفک با تمام سرعت دور شد. پرنس آو ولز دوازده آتشبار شلیک کرد که با نه آتشبار از بیسمارک پاسخ داده شد، هیچ برخوردی صورت نگرفت. این کار تمرکز بریتانیاییها را برهم زد و به پرینتس اویگن اجازه داد فرار کند. سپس بیسمارک به مسیر خود ادامه داد، سه کشتی ویک واکر در سمت پورت بیسمارک مستقر شدند.