تلقیم

لغت نامه دهخدا

تلقیم. [ ت َ ] ( ع مص ) فروخورانیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نخوردن شتر تا آنکه با دست فروخورانندش چیزی را. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تلقیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 میان چار دیواری به خاکش کردم و از خون سر گورش بیند و دم چو تلقیم کردم ایمانش

بانداژ یعنی چه؟
بانداژ یعنی چه؟
یشتری یعنی چه؟
یشتری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز