تفویض قدرت

فرهنگستان زبان و ادب

{delegation of power} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] واگذاری اختیار از یک نهاد حکومتی به نهاد حکومتی دیگر یا مقام یا سازمانی معین

ویکی واژه

واگذاری اختیار از یک نهاد حکومتی به نهاد حکومتی دیگر یا مقام یا سازمانی معین.

جمله سازی با تفویض قدرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زال در نوجوانی از جانب منوچهر، پادشاه ایران، حکمران قبایل سیستانی شد و پس از این تفویض قدرت روزی برای شکار و تفرّج با گروهی مرزهای کشور را در نوردید تا به مرز شهر یا کشور کابل رسید. گروهان زابلی در دشت کابل خیمه را بر پا کردند و سرگرم شکار شدند تا اینکه یک روز در ملاقات دو جانبه زال و مهراب، زال جوان از وجود رودابه آگاه گشت و با توصیفات همراهان ندیده عاشق رودابه شد.

💡 حکومت مرکزی حکومت یک دولت ملی و از خصایص یک حکومت متمرکز است. این حکومت همان فدراسیون است که ممکن است قدرت‌های متمایزی در سطوح گوناگون را به دولت‌های عضو خود تفویض یا واگذار کرده باشد، گرچه صفت مرکزی گاهی به منظور توصیف آن به کار می‌رود. ساختار حکومت مرکزی متغیر است. بسیاری از کشورها با تشکیل مناطق خودمختار از حکومت مرکزی به حکومت‌های در سطوح زیرملی نظیر منطقه‌ای ایالتی یا محلی تفویض قدرت کرده‌اند.

کهربا یعنی چه؟
کهربا یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
دله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز