لغت نامه دهخدا
تطرح. [ ت َ طَرْ رُ ] ( ع مص ) مشی متطرحاً؛ به رفتار ماندگان رفت. ( منتهی الارب ). متساقطاً. ( از اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).
تطرح. [ ت َ طَرْ رُ ] ( ع مص ) مشی متطرحاً؛ به رفتار ماندگان رفت. ( منتهی الارب ). متساقطاً. ( از اقرب الموارد ) ( متن اللغة ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تطرح تقسیم استان تهران به سه استان یکی از طرحهای پیشنهادی وزارت کشور دولت ایران برای تقسیمات کشوری ایران است.