ترشم

لغت نامه دهخدا

ترشم. [ ت ُ ش ُ ] ( ع اِ ) ترسم. رجوع به تُرْسُم شود.

جمله سازی با ترشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ترشم گفتی و پیش شکر بی‌حد تو عسل و قند چه دارند به جز سرکایی

💡 ظل چتر رایتش ‌‌گسترده تا ترشم برین دور باش حضرتش‌‌تاکاخ‌کیوان می‌رسد

💡 از ره شیرین سخنی بس ترشم در ره تو جان مرا پاک بشوی از خوشی و خش سخنی

💡 گویی که چگونه‌ام خوشم من گویم ترشم دلت بماند

سحرخیز یعنی چه؟
سحرخیز یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز