ترانه زن
مترادفها
خواننده، آوازخوان، ترانهخوان
لغت نامه دهخدا
ترانه زن. [ ت َ ن َ / ن ِ زَ ] ( نف مرکب ) مغنی. ( ناظم الاطباء ). ج، ترانه زنان:
از نوای تر ترانه زنان
هر دو تن خاستند نازکنان.امیرخسرو ( از بهار عجم ).
فرهنگ فارسی
مغنی جمع: ترانه زنان.
جمله سازی با ترانه زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 من بلبل ترانه زن باغ دولتم یعنی که آمدهست گل دولتم ببار
💡 ور کم ز منی نماید اقبال باشند ترانه زن ز خلخال