ترازو سنج

مترادف‌ها

وزن‌کش، سنجنده

لغت نامه دهخدا

ترازوسنج. [ ت َ س َ ] ( نف مرکب ) سنجنده ترازو. وزّان. ترازودار:
دست کیوان شده ترازوسنج
سخته از خاک تا به کیوان گنج.نظامی.

فرهنگ فارسی

سنجند. ترازو وزان ترازو دار

جمله سازی با ترازو سنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جنس از جنس باز دارد رنج که ترازو بُوَد ترازو سنج

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران