ترابه

لغت نامه دهخدا

( ترابة ) ترابة. [ ت ُب َ ] ( اِخ ) موضعی است به یمن. ( منتهی الارب ). شهری به یمن، و خارزنجی گوید وادیی است. ( معجم البلدان ).
ترابه. [ ت ِ ب َ / ب ِ ] ( اِ ) طعامی که آب بیش از حد در آن کرده باشند. با آبی بسیار، در حالی که کمی آب مطلوب است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

جمله سازی با ترابه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تبریز حض فضلا و ترابه کمالا بشعاع نور صدر هو افضل الکبار

💡 عمر بسر رسیده ام نور ترابه پی شود «معرفت قدیم را بعد حجاب کی شود

💡 کازوماسا، همچنین ایه‌یاسو را در محاصره ترابه ۱۵۵۸ و بعداً در محاصره مارونه همراهی کرد.

💡 اين آيه بحث درباره يهود را در مورد داورى خواستن از پيامبر (صلى اللّه عليه و آله وسلّم ) كه در آيه قبل آمده بود تعقيب مى كند و از روى تعجب مى گويد: چگونه اينها ترابه داورى مى طلبند در حالى كه تورات نزد آنها است و حكم خدا در آن آمده است.

💡 در سال ۱۵۵۸، تاداتسوگو آیه یاسو را در محاصره ترابه همراهی کرد و بعداً در سال ۱۵۶۰ در محاصره مارونه علیه خاندان اودا.

💡 اکل ثری تبریز مثل ترابه فلا کان جسم قال روحی ممائلی

سمور یعنی چه؟
سمور یعنی چه؟
صورت یعنی چه؟
صورت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز