تر دماغی

لغت نامه دهخدا

تردماغی. [ ت َ دَ ] ( حامص مرکب ) حالت عقل و شعور و بمعنی فرحت و سرور و مستی معتدل. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || بمعنی تازگی نیز آمده. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). و رجوع به تردماغ شود.

فرهنگ فارسی

حالت عقل و شعور و بمعنی فرحت و سرور و مستی معتدل. یا بمعنی تازگی نیز آمده.

جمله سازی با تر دماغی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زمین است در جنبش تر دماغی سپهرست در گردش کامرانی

💡 کنون کز جام باده لب نشد تر دماغی تر کنیم از نام باده

💡 تر دماغی نیست با بوی گل داغ جنون این گلاب هوش‌پرور از گل سودا مگیر

💡 قدح پیمای زخمم در هوای آب پیکانی به طبع آرزویم‌، تر دماغی کرده توفانی

💡 به تر دماغی من نیست لاله ای امروز که یک دو جام ز خونابه جگر زده ام

💡 به تر دماغی هوش تو جهل می‌خندد کز اهل هند عبارات خوست می‌پرسی

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز