تدهن. [ ت َ دَهَْ هَُ ] ( ع مص ) خویش چرب کردن بروغن. ( تاج المصادر بیهقی ). بروغن خویشتن چرب کردن. ( زوزنی ). چرب شدن و طلا کردن روغن بر خود. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). روغن بر خود مالیدن. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ).
خویشتن چرب کردن بروغن. بروغن خویشتن چرب کردن. روغن بر خود مالیدن.
[ویکی الکتاب] معنی تُدْهِنُ: نرمی و ملایمت کنی (از مصدر ادهان است که مصدر باب افعال از ماده دهن است، و دهن به معنای روغن، و ادهان و مداهنه به معنای روغن مالی، و به اصطلاح فارسی ماست مالی است، که کنایه است از نرمی و روی خوش نشان دادن )
ریشه کلمه:
دهن (۵ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و يا اين كار را از راه مخالطه و سازش كارى انجام مى دادند، كه آيه زير بدان اشارهنموده مى فرمايد: (ودوا لو تدهن فيدهنون ) و نيز مى فرمايد: (و لولا ان ثبتناك لقدكدت تركن اليهم شيئا قليلا)، و نيز مى فرمايد:(قل يا ايها الكافرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد) روايات وارده در شاننزول اين آيات مويد گفتار ما است، كه آيات مذكور در صدد اشاره به اين مطالبند0
💡 # (ودّوالو تدهن فيدهنون ) كفّار دوست دارند كه تو اى پيامبر نيز با آنها سازش كنى. قلم، 9.
💡 با آنچه گذشت روشن گرديد كه متعلق مودت كفار مجموع (لو تدهن فيدهنون ) بوده،و حرف (فاء) در كلمه دوم فاى نتيجه گيرى است، نه سببيت.