تدریس کردن
مترادفها
آموزش دادن، تعلیم دادن
متضادها
یاد گرفتن، آموختن
لغت نامه دهخدا
تدریس کردن. [ ت َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تعلیم دادن. درس دادن: فلان در دانشگاه تدریس میکند.
فرهنگ فارسی
تعلیم دادن درس دادن فلان در دانشگاه تدریس میکند.
جمله سازی با تدریس کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از همان شب حکیم هیدجی رویّهٔ خود را تغییر میدهد، نیمی از ساعات خود را برای مطالعه کردن و نوشتن و تدریس کردن قرار میدهد و نیمی را برای تفکّر و ذکر و عبادت خدای جلّ و عزّ. شبها از بستر خواب پهلو تهی میکند و خلاصهٔ امر به جایی میرسد که باید برسد. دلش به نور خدا منوّر و سِرّش از غیر او منزّه، و در هر حال انس و الفت با خدای خود داشتهاست؛ و از دیوان شعر فارسی و ترکی او میتوان حالات او را دریافت. حاشیهای بر شرح منظومهٔ سبزواری دارد که بسیار مفید است.»