تست کردن

مترادف‌ها

آزمایش کردن، آزمودن، امتحان کردن، سنجیدن، بررسی کردن

لغت نامه دهخدا

تست کردن. [ ت ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) امتحان کردن، آزمایش کردن. رجوع به تِست در همین لغت نامه شود.

فرهنگ فارسی

امتحان کردن آزمایش کردن

جمله سازی با تست کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هدف از تست نرم‌افزار کاهش فاصله زمانی آشکار سازی خطاهای کدنویسی است. در بسیاری از مواقع، تست ساخت بلااستفاده پس از نوشتن کد اولیه صورت می‌پذیرد. در راستای این هدف معمولاً مهندس نرم‌افزار، از دو روش تست کردن استفاده می‌کند: تست واحد و تست مجتع.

💡 موقع تست کردن بلوک اگر بازیکن یک بلوک دیگر را کج کند تا بخواهد از بلوکی که به آن دست زده است انصراف بدهد باید اول آن بلوک را به حالت اولیّه برگردانده و بعد بازی را ادامه دهد

💡 مهندسان ارشد شرکت برای اطمینان از کیفیت محصول جدید، تصمیم گرفتند چندین روز وقت خود را صرف تست کردن دقیق تمام قطعات الکترونیکی و سیستم‌های کنترلی دستگاه کنند.

💡 قبل از اینکه برنامه جدید را برای تمامی کاربران منتشر کنیم، باید حتماً از طریق تست کردن مداوم در محیط‌های مختلف، هرگونه باگ یا مشکل احتمالی را شناسایی نماییم.

💡 پزشکان متخصص پیش از تجویز داروهای جدید به بیماران، ساعت‌های طولانی را به تست کردن اثرات جانبی و میزان کارایی این مواد شیمیایی بر بدن انسان اختصاص می‌دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران