تحت الحفظ. [ ت َتَل ْ / تُل ْ ح ِ ] ( از ع، ق مرکب ) مقید، چنانکه مجرمی یا متهمی را که بیم فرارش باشد و بخواهند از جایی به جایی برند، او را با مأموران انتظامی اعم از مسلح و غیرمسلح حرکت دهند و این حالت را تحت الحفظ گویند: فلان مقصر را تحت الحفظ از زنجان به تهران آوردند.
( ~. حِ ) [ ع. ] (ق مر. ) در حالی که مورد حفاظت نگهبانان است.
در حال نگهبانی و محافظت.
در حالی که مورد حفاظت نگهبانان است: (( محمد خان پسر یونس خان حاکم مقتول با نه.. بموجب احضار حسنعلی خان امیرنظام اورا تحت الحفظ بکردستان آوردند. ) )
مقید چنانکه مجرمی یا متهمی را که بیم فرارش باشد و بخواهند از جایی به جایی برند او را با ماموران انتظامی اعم از مسلح و غیر مسلح حرکت دهند و این حالت را تحت الحفظ گویند.
در حالی که مورد حفاظت نگهبانان
💡 او را تقريبا در يك حالت تحت الحفظ مى بردند. او غير مسلح بود و آنها مسلح بودند.رسيدند به ذوالحليفه، تقريبا همين محل مسجدالشجره كه احرام مى بندند و تا مدينه هفتكيلومتر است. در سايه اى استراحت كرده بودند. يكى از آن دو شمشيرش در دستش بود.اين مرد به او گفت: اين شمشير تو خيلى شمشير خوبى است، بده من ببينم. گفت بگير.تا گرفت زد او را كشت. تا او را كشت، نفر ديگر فرار كرد ومثل برق خودش را رساند به مدينه. تا آمد، پيغمبر فرمود:مثل اين كه خبر تازه اى است ؟ بله، رفيق شما رفيق مرا كشت. طولى نكشيد كه ابوبصيرآمد. گفت: يا رسول الله ! تو به قراردادتعمل كردى. قرارداد شما اين بود كه اگر كسى از آنها فرار كرد تو او را تسليم بكنى،پس كارى به كار من نداشته باشيد. بلند شد رفت در كنار درياى احمر، نقطه اى را پيداكرد و آنجا را مركز قرار داد.
💡 كاروان امام بدون درنگ همچنان پيش مى رفت، تا آنكه به ((زباله ))(59) رسيد. درآنجا خبر جانگداز شهادت قهرمان بزرگ ((عبداللّه بن يقطر)) را به حضرت دادند. امام،عبداللّه را براى ملاقات با مسلم بن عقيل فرستاده بود، اما ماءموران ابن زياد او را دستگيركردند و تحت الحفظ نزد پسر مرجانه فرستادند. همينكه او را پيش آن پليد پست آوردند،بر او بانگ زد: