تجود

لغت نامه دهخدا

تجود. [ ت َ ج َوْ وُ ] ( ع مص ) جَیّد اختیار کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ) ( قطر المحیط ). || تأنق در صنعت. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

جید اختیار کردن یا تانق در صنعت

جمله سازی با تجود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اءلا و انّ الارض الّتى تقلكم (تحملكم ) والسّماء الّتى تُظِلُّكم مطيعتانلربّكم و ما اءصبحتا تجوران تجودان لكم ببركتهما تَوَجُّعا لكم ولا زلفةً اليكم و لالخير ترجوانه منكم و لكن اءمرتا بمنافعكم فاءطاعتا و اءقيمتا على حدود مصالحكم فقامتاان اللّه يبتلى عباده عندالاعمال السىّءة بنقص الثمرات و حبس البركات و اغلاق خزائنالخيرات ليتوب تائب....(1597)

💡 493- اين سخن، از عبدالحميد (بن يحيى، كاتب مروان ) است كه به سلم بن قتيبهگفته بود: (( ان كنت تحب ان تجود خطك، فاطل جلفتك و اسمنها، و حرف قطتك و ايمنها)). سلم بن قتيبه مى گويد: من به اين دستورعمل كردم و خوش خط شدم. (رك: فرهنگ نفيسى 2/1113).

💡 تجود بوصل مشرق باهر نری به جملة حاجاتنا و المسائل

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
دومین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز