لغت نامه دهخدا
تجانؤ. [ ت َ ن ُءْ ] ( ع مص ) بر روی افتادن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
تجانؤ. [ ت َ ن ُءْ ] ( ع مص ) بر روی افتادن. ( از اقرب الموارد ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
💡 وز آن سو تجانوی سالار هند ابا جوشن و گرز و چینی پرند
💡 تجانو که از دست او در ستیز ندیدی ژیان پیل راه گریز
💡 بیامد تجانوی مانند باد پر از کینه سر سوی لشکر نهاد
💡 یکی پهلوان بد تجانو به نام به مردی بگسترده در هند نام