لغت نامه دهخدا
تبدؤ. [ ت َ ب َدْ دُ ] ( ع مص ) تَبَدﱡءْ. ابتدا کردن. ( قطر المحیط ) ( زوزنی ). ابتدا کردن به چیزی. ( آنندراج ). رجوع به تَبَدﱡءْ شود.
تبدؤ. [ ت َ ب َدْ دُ ] ( ع مص ) تَبَدﱡءْ. ابتدا کردن. ( قطر المحیط ) ( زوزنی ). ابتدا کردن به چیزی. ( آنندراج ). رجوع به تَبَدﱡءْ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اقوال نادرستى كه در تفسير آيه: (ان تبدو ما فى انفسكم..و)گفته شده است