تب عشق
عبارت «تب عشق» ترکیبی است مجاز از دو واژه «تب» و «عشق» و به معنای بیماری یا حالت شدیدی است که از شدت عشق و محبت به وجود میآید. در این عبارت، «تب» به صورت استعاری به سوز، التهاب و شدت احساس اشاره دارد و نشان میدهد که عشق میتواند مانند بیماری بر روح و جسم تأثیر بگذارد. «تب عشق» معمولاً با هیجانهای شدید، شور و شیدایی همراه است و در ادبیات فارسی به عنوان نمادی از احساسات عمیق عاشقانه به کار رفته است. این عبارت بیانگر حالتی است که عشق، آرامش را از عاشق میگیرد و او را درگیر شور و اضطراب ناشی از محبت میکند. در متون شعری و عرفانی، «تب عشق» به آتشی درونین تشبیه میشود که هم درد و رنج دارد و هم زیبایی و جذابیت، نشاندهنده دوگانگی تجربه عشق است. «تب عشق» نه تنها احساس عاشقانه، بلکه جنبههای روانی و فکری عشق را نیز توصیف میکند و به نوعی نشاندهنده تأثیر کامل عشق بر وجود انسان است.
مترادفها
شور عشق، ولع عشق
لغت نامه دهخدا
تب عشق. [ ت َ ب ِ ع ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) مجازاً بیماری عشق. سوز و التهاب عشق. آتش عشق. درد عشق:
غم عشق بر عیش پیرایه بست
تب عشق در مغز صحت نشست.معروف ظهوری ( از بهار عجم ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مجازا بیماری عشق سوز و التهاب عشق آتش عشق درد عشق.
جمله سازی با تب عشق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از سوز تب عشق و، ز سیلاب سرشکم هم سوخته از آتش و، هم غرقه در آبم
💡 ناصح هذیان گوید و ما را تب عشق است ما بسمل و او میطپد این را که شنیده است
💡 خورشید بر فروزد از آتش تب عشق مهتاب روی سازد در ظلمت شب عشق
💡 تا تب عشق آتشم را داد سر در سوختن پنبه شد خاکستر از شور مکرر سوختن
💡 ناله پیدا از آن کنم که غمت تب عشق از نهان برانگیزد
💡 در رمانهای کلاسیک ادبیات فارسی، شاعران همواره با توصیف تب عشق و رنجهای ناشی از آن، دنیایی از احساسات عمیق را خلق میکنند.
💡 بسیاری از جوانان در دوران جوانی خود دچار تب عشق میشوند و تلاش میکنند تا معنای واقعی زندگی را در روابط عاطفی بیابند.
💡 آن آهنگ عاشقانه با ملودی دلنشین خود، توانست دوباره تب عشق را در دلهای شنوندگان قدیمی که خاطرات گذشته را داشتند زنده کند.