لغت نامه دهخدا
تازیکان. ( اِ ) ج ِ تازیک. رجوع به تازیک شود.
تازیکان. ( اِ ) ج ِ تازیک. رجوع به تازیک شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه باید کرد؟ وزیر گفت: اگر رای عالی بیند، حاجبان بگتغدی و بوالنضر را خوانده آید، که سپاه سالار اینجا نیست، و حاجب سباشی که فرارویتر است، او حاضر آید با کسانی که خداوند بیند از اهل سلاح و تازیکان تا درین باب سخن گفته آید و رای زده شود. گفت: نیک آمد.
💡 تو ای صوفی نیی صافی اگر مانند تازیکان بدام خوبی و زشتی ببند آبی و نانی