تازگان
مترادفها
تازهواردان، نوپدیدان
متضادها
کهنهسالان، قدیمیها، پیشینیان
لغت نامه دهخدا
تازگان. [ زَ / زِ ] ( اِ ) ج ِ تازه:
بیشتر از جنبش این تازگان
نوسفران و کهن آوازگان.نظامی.رجوع به تازه شود.
جمله سازی با تازگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیشتر از جنبش این تازگان نوسفران و کهن آوازگان