تازه عهد

لغت نامه دهخدا

تازه عهد. [ زَ / زِ ع َ ] ( ص مرکب ) جدیدالتأسیس. نوبنیان. نو. تازه:
بدیبای این دولت تازه عهد
عروس جهان را برآرای مهد.نظامی.

فرهنگ فارسی

۱- ( اسم ) پیمان نو عهدجدید. ۲- ( صفت ) نو بنیان جدید التاسیس. ۳- نو تازه.

جمله سازی با تازه عهد

💡 عجبتر اینکه با پیمان شکستن به یار تازه عهد تازه بستن

💡 گفتم از عذر و تعلل نشماری ز رهی تازه عهدی ست مرا با ملک بی انباز

💡 من دوش به تازه عهد کردم سوگند به جان تو بخوردم

💡 به دیبای این دولت تازه عهد عروس جهان را برآرای مهد

💡 با یار تازه عهد نوی بسته یار من نشناخت قدر صحبت یار کهن دریغ

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز