تاردیو

لغت نامه دهخدا

تاردیو. [ ی ُ ] ( اِخ ) اگوست آمبرواز. طبیب دانشمند فرانسوی، فرزند «پیر الکساندر». وی در سال 1818 م. در پاریس متولد شد و بسال 1879 در همان شهر وفات کرد. در سال 1850 بسمت طبیب مریضخانه ها منصوب شد و در1858 به استادی طب قانونی و عضویت اکادمی طب انتخاب شد. آثار فراوانی دارد از آن جمله: ارتباط طب قانونی جنایت کنتس دو گرلیتز، فرهنگ صحی عمومی و سلامت، مطالعه طب قانونی درباب سؤقصد اخلاقی، مطالعه طب قانونی درباب سقط جنین، مسأله طب قانونی درباب امراض شخصی و امراض ساری.

جمله سازی با تاردیو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سن ۱۷سالگی گروه تئاتری خود را به نام اوتوپیا در فرانسه تأسیس کرد و نمایشنامه‌هایی از ژان تاردیو، ساشا گیتری، هارولد پینتر و آنتون چخوف را به زبان فرانسوی کارگردانی کرد و پیش از بازگشتش به ایران چهار فیلم کوتاه در فرانسه ساخته است.

💡 او یک میز اصلی مخصوص دفتر آندره تاردیو، رئیس شورای دولتی فرانسه ساخت. این قطعۀ تاریخی با لاک سیاه رنگ‌آمیزی شده‌ است. او تصمیم گرفت برای خودش یک کپی از میز بسازد، از آبنوس از ماکاسار، که دارای یک لامپ چرخان و تکیه گاه‌های تلفن بود.

گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز