لغت نامه دهخدا
تاراجگاه. ( اِمرکب ) جای غارت. ( آنندراج ). جای تاراج:
گوزن جوان را بیفکند شیر
بتاراجگاهش درآمد دلیر.نظامی ( از آنندراج ).رجوع به تاراج شود.
تاراجگاه. ( اِمرکب ) جای غارت. ( آنندراج ). جای تاراج:
گوزن جوان را بیفکند شیر
بتاراجگاهش درآمد دلیر.نظامی ( از آنندراج ).رجوع به تاراج شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همچو تصویرم ز پیراهن گریبانی به جاست چون گلم از جامه دامانی درین تاراجگاه
💡 به شمشیر، دارای چین با سپاه برون کرد دشمن ز تاراجگاه