لغت نامه دهخدا
تار جامه. [ رِ م َ / م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ریسمان جامه. تانه بافندگان که نقیض پوداست. ریسمان جامه که در طول واقع شده است، و آنکه در عرض قرار گیرد پود است: سَتا، سدی، اُسْدی، سداة،اُستی؛ تار جامه. ( منتهی الارب ). رجوع به تار شود.